محمد بن حسين البيهقي
1128
تاريخ بيهقى ( فارسي )
بفتح اول و دوم زمانى كه آن را ابتدا نباشد جمع آن آزال ( 3 ) - مقرر گردد : معين و مسلم و ثابت شود ( 4 ) - و اللّه . . . : خدا داناترست براستى ( خدا بهتر داند ) ( 5 ) - شبه اقليم : بكسر اول و سكون دوم اقليم مانند - اقليم : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم هفت يك ربع مسكون و نيز كشور و مملكت ( 6 ) - هشتاد در هشتاد : هشتاد فرسنگ طول در هشتاد فرسنگ عرض ( 7 ) - منابر بسيار : منبرهاى بسيار و مجازا مراد مساجد جامع است يعنى شهرهائى كه داراى يك يا چند مسجد جامع بوده كه در آن خطبه خوانده مىشد - منابر : بفتح اول جمع منبر ( بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم ) ، كرسى خطيب يا واعظ ( 8 ) - حضرت : پايتخت و درگاه ( 9 ) - على حده : ممتاز و جداگانه و به تنهائى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 79 شمارهء ( 13 ) ( 10 ) - سير : بكسر اول و فتح دوم احوال گذشتگان جمع سيرت ( 11 ) - مثبت : ثبت شده اسم مفعول از اثبات ( 12 ) - راست ندارند : راست نمىشمارند ( 13 ) - بالا گرفت : ترقى يافت ( 14 ) - سيد اولين و آخرين : سرور پيشينيان و پسينيان ( 15 ) - مفرد : جداگانه و علىحده ( 16 ) - معاذيان : . . . شايد صفاريان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 17 ) - مأمونيان : آل مأمون يا مأمونيه ، سلسلهايست كه تابع حكومت سامانيان بودند و تا قسمتى از دورهء غزنويان در خوارزم استقلال داشتند . اين سلسله به سال 408 ه . ق بدست محمود غزنوى منقرض گرديد ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 18 ) - گواه عدل : گواه عادل و شاهد صادق ، موصوف و صفت - عدل بجاى عادل ، به كار بردن اسم به صورت صفت براى مبالغه و تناهى در وصف است ( 19 ) - روزگار مبارك : ايام فرخنده ( 20 ) - فرا ستانند : قبول كنند و بپذيرند ( 21 ) - دل : مراد از دل در اين مورد نفس ناطقه است ( نقل از حاشيهء صفحهء 809 مجلد دوم تاريخ بيهقى تصحيح سعيد نفيسى ) ( 22 ) - دراندازد : طرد كند و دور افكند ص 1099 ( 1 ) - معتمد : مورد اعتماد ، اسم مفعول از اعتماد بمعنى اعتماد كردهشده ( 2 ) - نيامده است : پديد نيامده و وقوع نيافته است ( 3 ) - محض : صافى و صريح و خالص ، صفت غيب ( 4 ) - بداندى : فعل مضارع شرطى سوم شخص مفرد ( 5 ) - يابدى : مىيابد ، فعل مضارع جزاى شرط ( 6 ) - نرسيدى : بجاى نرسدى به كار رفته براى تأكيد در ملازمت جزاء با شرط ( فعل ماضى بجاى مضارع ) ( 7 ) - و لا يعلم . . . : غيب را جز خداى توانا و بزرگ نداند ، مأخوذ است از آيهء 65 سورهء نمل ( 27 ) : قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ( 8 ) - پيچيدهاند : اصرار ورزيدهاند ( 9 ) - نگاه . . . ايستد : همه اينها مشكوك و مظنون بتحريف است ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 10 ) - سه ديگر : سديگر بمعنى سوم و ثالث ( 11 ) - ثقه : بكسر اول مورد اعتماد و موثوق به ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 15 شمارهء ( 4 ) ( 12 ) - نصرت : يارى و تأييد ( 13 ) - لا تصدقن . . . : راست مشمار از خبرها آنچه برأى ( بخرد ) درست نيايد